كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

539

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

أَنْزَلَ فروفرستاد مِنَ السَّماءِ از سحاب يا از جانب آسمان ماءً آبى را فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ پس برفت رودخانه‌ها از ان آب بِقَدَرِها به اندازه خود يعنى هر وادى به مقدار خود بخردى و بزرگى و تنگى و فراخى برداشت يا به اندازه كه خداى مقرر كرده كه آن سود رساند و زيان نكند فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ پس برداشت اين آب روان زَبَداً رابِياً كف بلند را يعنى بر زبر آورد وَ مِمَّا يُوقِدُونَ و بعضى از آنچه در كورها نهاده آتش مىافروزيد و حفص به غيبت مىخواند يعنى مردمان مىافروزند عَلَيْهِ فِي النَّارِ برو در آتش يعنى مىگذارند از فلزات چون زر و نقره و مس و آهن و غير آن ابْتِغاءَ حِلْيَةٍ از براى طلب پيرايه أَوْ مَتاعٍ يا براى اوانى و آلات محاربت و ادوات محارثت زَبَدٌ مِثْلُهُ كفى است مثل آن كف كه بر روى آب هست كَذلِكَ همچنين كه ذكر كرده شده يَضْرِبُ اللَّهُ مثل مىزند خداى الْحَقَّ وَ الْباطِلَ حق را و باطل را تشبيه مىكند سخن حق را در افاده و ثبات به آبى كه جهت منافع خلق از آسمان فرود آيد و به فلزى كه براى پيرايه و امتعه مختلفه محتاج اليه باشد و قول باطل را در قلت نفع و سرعت زوال بكفى كه بر روى آب است و بر زبر فلزى باشد فَأَمَّا الزَّبَدُ اما كف روى آب و خبث بالاى فلز فَيَذْهَبُ جُفاءً پس برود در حالتى كه مطروح و ساقط باشد وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ و اما آنچه سود رساند مردمان را چون آب صافى يا فلزى گداخته بىغش فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ پس بماند در زمين تا خلق بدان منتفع شوند كَذلِكَ همچنين يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ مىزند خداى مثلها را براى تعقل و تامل در ان - و درين آيت علماء تنزيل و ارباب تاويل را لطائف بسيار است بعضى برآنند كه مراد ازين آب قرآن است كه حيات دل اهل ايمان است و اوديه دلهاى مؤمنان‌اند كه فراخور استعداد خود از ان فيض مىگيرند و زبد هواجس نفسانى است و وساوس شيطانى و آب صافى منتفع به سخن حق است و اگر كسى را داعيه اطلاع بر بعضى از حقايق و دقايق اين آيت باشد يمكن كه در مطالعه همين محل در جواهر التفسير بدان معانى فائز تواند بود و اللّه الموفق لِلَّذِينَ اسْتَجابُوا مر آنان را كه اجابت كنند لِرَبِّهِمُ مر فرمان پروردگار خود را الْحُسْنى پاداش نيكوست يا مراد از حسنى بهشت است وَ الَّذِينَ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُ و آنان كه اجابت نكردند مر خداى را لَوْ أَنَّ لَهُمْ اگر باشد مر ايشان را ما فِي الْأَرْضِ آنچه در زمين است جَمِيعاً همه آن از نقد و جنس و امتعه و ضياع وَ مِثْلَهُ و مانند اين‌ها همه ديگر مَعَهُ با آن باشد يعنى به‌آن‌قدر كه نقود و اقمشه و امتعه دنيا كه هست با آن اضافت كنند و همه در تصرف كافران باشد در روز قيامت لَافْتَدَوْا بِهِ هرآئينه فدا كنند آن را تا از عذاب برهند أُولئِكَ آن گروه لَهُمْ مر ايشان راست سُوءُ الْحِسابِ بدى شمار يعنى سختى حساب كه حسنات ايشان را قبول نكنند و سيّئات ايشان را نيامرزند وَ مَأْواهُمْ و بازگشت ايشان جَهَنَّمُ دوزخ باشد وَ بِئْسَ الْمِهادُ و بد جايگاه است دوزخ .